تبليغاتX
چند قدم نزدیکتر به خدا - جواب مسابقه

بهترین روش برای رسیدن به  خواسته هامون اینه که اونا رو به زبباترین وجه ممکن به طرف مقابلمون بگیم... گاهی اوقات شاید طرف مقابلمون انقدر مشغله فکری داشته باشه یا اونقدر درگیر کارهای روزمره باشه که خواسته مون رو فراموش کنه این به این معنی نیست  که ما رو فراموش کرده یا برای خواسته مون ارزش قائل نبوده... عصبانی شدن... قهر کردن یا دلخور شدن هرگز چیزی رو حل نمیکنه... تا به طرف مقابلمون نگیم که علت ناراحتی مون چیه اون نمیتونه خودشو اصلاح کنه... اما بهترین چیز اینه که اصلا دلخور نشیم و خواسته مون رو به یه شکل خنده دار (مثل یه بازی) دوباره به طرف مقابلمون بگیم... یکی از بچه ها ازم خواسته بود که از تجربیات زندگی مشترک براش بنویسم و این باعث شد که من این مسابقه رو ترتیب بدم…. راستش موضوع مربوط میشه به پارسال که تازه اشکان به دنیا اومده بود منم حسابی درگیر نوزاد بودم. چند روز هی رامین میگفت یاسمن این جورابهای کثیف منو میریزی تو ماشین؟ منم میگفتم چشم! و شب موقع خواب که رامین میخواست لباسهای فردا صبحش رو آماده کنه مجبور میشد بره یه جفت جوراب بشوره واسه فردا صبحش چون من صبح باز یادم رفته بود که جوراباشو بریزم تو ماشین!!!! تا یه روز صبح وقتی از خواب بیدار شدم و اومدم برم صورتم رو بشورم با منظره ای که براتون عکسشو گذاشتم رو برو شدم یه قلب بزرگ از جورابهای گوله شده و کثیف درست جلوی در اتاق خواب...  نمیدونم بگم اون قلب برام چقدر ارزش داشت… اصلا صورت شستن یادم رفت… فکر کردم آدما چقدر قشنگ میتونن خواسته شون رو یاد آوری کنن .. باور کنید بغضم گرفته بود… اول یه زنگ به رامین زدم و ازش به خاطر این یادآوری عاشقانه تشکر کردم بعدم جورابها رو انداختم تو ماشین… این یکی از زیباترین خاطرات مشترکمه… ضمن این که دیگه هر بار رامین میگه جورابهامو بریز تو ماشین انگار نا خودآگاه صبح اون قلبه میاد تو ذهنم.... امیدوارم که این تجربه به دردتون خورده باشه و وقت نازنینتون تلف نشده باشه...

راستی نگار هنوز تب داره... دعا کنید زودتر خوب شه... در ضمن فقط دوست خوبم مریم کمی به جواب نزدیک شده بود....

 



+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 14:12  توسط یاسمن  |