تبليغاتX
چند قدم نزدیکتر به خدا - تا توانی دلی به دست آور...

تا حالا شده به رفتار صبح تا شبتون فكر كنيد؟ اين كه در طول روز چقدر انسان بوديد؟ چقدر درست عمل كرديد؟ دل چند نفر رو شكونديد ؟ كلامتون چقدر تلخ بوده؟ نگاهتون چقدر بار عاطفي داشته؟ دستاتون چقدر بخشنده بودن ؟ گوشهاتون چقدر شنونده ........

 

 

هنوز به خونه نرسيديم كه صداي اس ام اس گوشيم منو از تو دلتنگي هام مي كشه بيرون... اشكي رو كه رو گونه ام غلتيده با دستم پاك ميكنم و سعي ميكنم از لاي پرده اشك نوشته هاشو بخونم... خوب فهميده كه چقدر امشب با جدي هاي در قالب شوخيش دلمو شكونده... و حالا سعي ميكنه يه جوري از دلم در بياره... انگشتم روي كليدهاي گوشي تند تند حروف رو ميزنه تا فكر پريشون اونو آروم كنه... ياد كامنت سعيده تو پست قبليم ميفتم و ياسمن كوچك درونم كه الان ميگه همه رو دوست داری غیر از من؟ همه رو می بخشی و از درد من راحت میگذری؟؟!!  فكر ميكنم عيب نداره من فراموش ميكنم اما اون امتحان داره و بايد فكرش آروم باشه مهم اينه كه فهميده كه كارش درست نبوده... بارها معذرت خواهي ميكنه و همين كافيه تا ياد بگيره كه شكستن دل ديگرون هنر نيست...

 

 

فكر ميكنم مجبوريم كه دلي رو بشكنيم و بعد ساعتها تلاش كنيم تا بلكه بتونيم خورده ريزه ها رو كنار هم بچسبونيم؟ خورده هايي كه شايد بعضي هاشون لابلاي قطره هاي اشك گم شده باشن؟ ..........



+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 14:58  توسط یاسمن  |