ميگه: با هزار بدبختي يه عده خير جمع شدن برام يه خونه تو نصير آباد شهريار خريدن نه ميليون. ميگم: اه خدا رو شكر و بعد با تعجب ميگم: يعني حالا دخترت از شهريار مياد تهرون مدرسه؟ خيلي سخته كه.
ميگه: چاره چيه؟ رشته شو اونجا ندارن. ميگم: شوهرت چي؟ ميگه: رفتم لوش دادم اومدن گرفتنش اگه هفته ديگه آزادش نكنن! آخه هر چي برنج و مواد غذایی مدرسه بهمون كمك ميكرد ميبرد مي فروخت كرك مي خريد مينشست جلوي ما ميكشيد.
میگم : حالا مشکلت چیه؟ میگه: الان مشكلم اينه كه خونه آب نداره. 450 هزارتومن برا انشعاب آب بايد بديم. اگه نديم آب نميدن. منم با کارگری تو خونه های مردم خیلی زحمت بکشم شکم این سه تا بچه رو سیر کنم. ميگم: غصه نخور جور ميشه انشالله.. نگاهم از رو لبهاي مادر ميچرخه رو موهاي طلايي رنگ دختر 4 ساله اش و بعد ثابت ميشه رو پاهاي برهنه اش كه تو دمپايي از سرما مچاله شده. ميگم: اين چرا كفش پاش نيست. با خجالت ميگه: نداره. يعني كوچيك شده به پاش پول نداشتم بخرم. باور ميكنيد ما خبلي روزها نون خشك هم نداريم بخوريم. تو دلم ميگم: چرا باور نميكنم رنگ رخساره خبر ميدهد از سر درون...
* راستی به عید قربان نزدیکیم اولا عیدتون مبارک دوما اگه دوست داشتید میتونید گوسفندهاتونو هدیه بدین به سی خانواده نیازمند ما... ![]()
*اين خانواده 4 نفره در قم زندگي ميكنند. شوهر معلوليت جسمي داره و با عصا راه ميره ولي ميتونه كارهاي دفتري انجام بده. الان تو يه حصيربافي كار ميكنه اما به خاطر آرتروز دكتر گفته ديگه نبايد حصيربافي كنه. نه ساله دارن تو يه زيرزمين نمور زندگي ميكنن. اگه كسي تو قم ميتونه به اين خانواده كمك كنه برام يه كامنت بزاره.
*یه خانواده توتهرون تو اين هواي سرد خونه شون بخاري نداره.
*ممنونم از مينا زرين عزيز براي كمك به خانواده اي نيازمند.
*دوستای خوبی که میخوان برای جهاز عروس کمک کنن یه ایمیل به من بزنن تا شمارمو براشون ایمیل کنم.
جدید نوشت *یک شرکت معتبر به یک خانوم حسابدار جهت استخدام نیازمنده...
نتونستم دليلی براي اين كارش پيدا كنم. كدوم كار؟
اينكه دنبال بهونه ميگرده كه بگه خانواده هايي كه ميگين نيازمند هستن اونجور كه شما ميگين نيستن! تا ميبينه يه جورايي داره بهشون كمك ميشه منو ميكشه كنارو ميگه اين دوست پسر داره اونوقت تو ميگي محتاجن! انگار آدم نيازمند نبايد قلب داشته باشه، نبايد عاشق بشه، نبايد عين بقيه دخترها ي هم سن و سالش شيطوني كنه، اصلا نبايد احساس داشته باشه. بارها خواستم بگم عزيزم عشق كه ديگه ثروت حاليش نيست. يعني تموم فقيرها و نيازمندها بايد دلهاشون از سنگ باشه؟!
پريروز ميگه ببين اگه اين يارو كه تو ميگي نيازمنده پس چرا ننه اش رژ لب زده! چطورپول داره رژ لب بخره؟ نگاهم رو رژلب صورتي رنگ زني كه بدبختي تو نگاهش موج ميزنه خشك ميشه.
از نوع كلامش چندشم ميشه! از اين كه به مادر دانش آموزا ميگه "ننه" متنفرم. نگاهش ميكنم. نگاهي تلخ... دلم براش میسوزه تو دلم دعا ميكنم كه خدا ، خورده شيشه هاشو كم كنه، تا كمي روحش آروم بگيره. فكر ميكنم من كه درشرايطي بزرگ شدم كه هرگز نفهميدم بي پولي چيه و هيچوقت حسرت داشتن چيزي رو نخوردم و خدا رو شكر زندگي خوب و خانواده سالم و عاشق داشتم ، ميتونم اين خانواده ها رو با تموم مشكلاتشون بفهمم، پا به پاشون اشك بريزم و همه هم و غمم بشه حل كردن مشكلاتشون اما اون كه تازگيها اونم به يمن سياست هر طرف باد آيد خوش آيد به نون و نوايي رسيده و متاسفانه دايم هم تو خونه شون جنگ و دعواست نميتونه اونا رو بفهمه؟ با لبخندي تلخ ميگم: خوب شايد يكي بهش رژ لب رو كادو داده! و از اتاق ميام بيرون...
دوست دارم بهش بگم: چيه نكنه فكر ميكني فقط سهم من و تو، لذت بردن از زندگيه و زني كه شوهر معتادش سالها عذابش داده و تا تونسته كتكش زده بعدم با دو تا بچه رهاش كرده و رفته، يا اوني كه پدر و مادرش رفتن دنبال عشق و كيفشون و گذاشتنش پيش يه مادربزرگ پير و آخرش از سر ناچاري زن يه آدم عوضي شده يا .... بايد تا آخر عمر رخت عزا بر تن كنن، موهاشونم شونه نكنن، يه گوشه كز كنن اشك بريزن؟ چرا متوجه نميشي كه ما همه مون با هم يكسانيم. همه انسانيم چه اوني كه رژ لب ميزنه و آرايش ميكنه چه اوني كه روبنده ميزنه. همه به يك اندازه از اين زندگي سهم داريم! خدايا كمك كن تا اينجور آدمها كمي فقط كمي جلوتر از دماغشون رو هم ببينند.
متشكرم از خانم رشديه عزيز براي كمك جهت پول پيش خانواده اي نيازمند.
ممنونم از اينموريكس مهربان براي هديه مبلغي پول جهت دادن وام به خانواده هاي نيازمندمون.
متشكرم از فرشته عزيز دوستي كه يك تلويزيون 29 اينچ فلت سوني نو با ميز عالي كادو داد به خانواده اي كه داشتن همچين تلويزيوني جزو آرزوهاي بزرگشون بود . بچه ها در حالي كه شادي كنون دور تلويزيون ميگشتند ميگفتند مامان الحق كه اين خانوم فرشته است. و من چقدر خوشبختم كه خدا بهترين فرشته هاشو از همه جاي دنيا جمع ميكنه و ميگذاره سر راهم...
ما همچنان در حال جمع كردن جهاز براي چندعروس نيازمنديم.
*یه خانم با لیسانس حقوق دنبال کاره.
*يك خانوم دنبال كاره...
*یه نفر اسپانسر جشن بانوان برتر وبلاگ نویس شده بود و من متوجه نشدم کدوم وبلاگ نویس بود کسی میدونه.؟ میخواستم صمیمانه ازشون بابت این کار قشنگ تشکر کنم.
*یه سری به اینجا بزنید. تو این روزهای سرد کمی هم به فکر حیوونهایی باشیم که نگاهشون به دستهای ماست.
نرم افزار محترم ، نميدونم كدوم شير پاك خورده اي تو رو نوشته! اما يه چيزو خوب ميدونم و اونم اينه كه من 18 ساله كه نيروي رسمي آموزش و پرورشم و از اين مدت 15 سالشو نيروي كار و دانش بودم و تو اين سالها كارآفريني و بهداشت كار و قانون كار درس دادم. اون موقعي كه تو هنوز به ذهنتم نميرسيد كه يه موقعي بخواي پا به دنياي ما بزاري! و هيچكس هم نميدونست كار آفريني چيه من دوره هاشو گذروندم تا به آدمهایي كه قراره يه روزي تو رو بسازن آموزشش بدم! نرم افزار جان من الان 15 ساله كه حكمم استادكاره و رسته ام هنر آموز يعني چي كه براي تو رشته پرستاري تعريف نشده! و حالا نميتوني منو وارد سيستم كني؟ خوب عزيز دلم اونوقت نميشه كه بنده بدون ابلاغ كار كنم! نميدونم دعاي خيرم رو نثار برنامه نويسي كنم كه تو رو نوشته يا نثار اون عزيزي كه اطلاعات مربوط به كارمنداي اداره رو به برنامه نويس داده!
مديرمون كه فوق العاده هم دوستش دارم نگاهي به قيافه ناراحت من ميندازه و ميگه: ببين من محاله تو رو از دست بدم. من دنبال تقديرنامه ام برات اونوقت بزارم به اين راحتي تو رو از ازم بگيرن؟...
و مسئول مقطع تو اداره هم میگه ناراحت نباشید فقط شما نیستید! این برنامه انقدر مشکل داره که خیلی ها رو نمیتونیم وارد سیستم کنیم! یکی نیست بگه خوب مشکل برنامه رو حل کنید! بعدا پز کامپیوتری شدن برنامه هاتونو بدید!
ميدونم كه كائنات هميشه برام بهترينها رو خواسته اما با همه اينا از اين بي برنامه گي و مسخره بازيهاي اداري و كامپيوتري واقعا كلافه ام... هر روز يه سازي ميزنن! برام دعا كنيد.
*جلسه دوم فرا درماني هم با اضافه شدن 4 تا از دوستان خوب اينترنتي ام تشكيل شد و به نظرم فوق العاده بود اتفاقاتي كه زمان وصل شدن برام ميفته واقعا روحمو پالايش ميكنه چيزي كه مدتها بود بهش نياز داشتم يه آرامش معنوي... مریم جون بازم ممنون.
* يه خانوم مهندس كشاورزي دنبال كار ميگرده.
* دو تا جهاز بايد جور كنيم. ظروف نوي شما رو هم پذيراييم!!!
* دستگاه توكنم كه باهاش موجوي بانكي مو تو خونه چك ميكردم توسط اشكان عزيزم پوكونده شده! (انقدر زمز اشتباه بهش داده كه قفل شده!) لطفا اگه مبلغي به حسابم ميريزيد تا باز شدن قفل توکن توسط بانك مركزي! حتما برام تو كامنتها بنويسيد.
*من تازه ديروز فهميدم مسعود رسام فوت كرده بسيار متاسف شدم هنرمندي بود كه اسمش پاي هر فيلمي بود ميفهميدي كه اون فيلم حتما ارزش ديدن داره. براي آرامش روحش دعا كنیم.
*علت سوزش زبونم معلوم شد! كمبود كلسيم كه منجر به هيپوگليسمي مي شد! ممنونم از دكتر فرشيدمولازاده كه با تشخيص درستش منو از اين بلا ي دوماهه رها كرد اونم رايگان...
*خيلي وقته به سي خانواده نيازمندمون برنج نداديم. كسي رو نميشناسيد بخواد چند صد كيلو برنج بهمون هديه بده؟![]()
با ديد مثبت كه به قضيه نگاه كني میشه يه روز عالي.
از اونجايي كه من همیشه سر هر قراری زود ميرسم! ساعت سه و نيم بود كه با نگار و خواهرم مريم ، هم زمان با ویولت كه واقعا اون روز خودشو ويولت كرده بود رسيديم.
همایش تو خانه شهریاران جوان توی یه پارک تو خیابون ویلا یود. به دليل اين كه توي سالن اجتماعات، همايشي درباره آنفلوآنزا بود، جشن 5 شروع شد و ما حدود يك ساعت و نيم فرصت پيدا كرديم كه با دختر ترشیده و ویولت و بنفشه و بقيه دوستان گپ و گفت كنيم. ضمنا تونستم مهرنوش محتشمی عزیز رو هم ببینم.
قدم مینو صابري عزيزم اونقدر سبك بود كه تا رسيد درها رو باز كردن و رفتیم تو ... اونجا هم شروع مراسم يه كمي طول كشيد كه اتفاقا بهتر! چون تونستيم با مينو جان كمي حال و احوال كنيم و ضمنا چون كمي گشنه بودم چند مشتي special k نوش جون كنم.

مجري همون مجري پارسال بود و بعد هم كه بهاره رهنماي عزيزم اومد كه واقعا لبريز انرژي مون كرد...

بعد هم الهام پاوه نژاد اومد کمی صحبت کرد که کلی خوشحال شدم که اونم وبلاگ نویسه.
نوبت به دادن تقدير نامه ها كه شد اسم وبلاگ منو چند قدم مانده به خدا گفتن! روي سن كه رفتم مجري با خنده پرسيد كه حالا واقعا چند قدم مونده تا خدا؟ منم گفتم كه اسم وبلاگم چند قدم نزديكتر به خداست و كلا اسم وبلاگمو تو تقدير نامه هم چند قدم مانده به خدا نوشتن كه البته اقليما پولاد زاده عزيز كه از همينجا كلي ازش تشكر ميكنم گفت برام درستش ميكنن.
اینم خودم! در حالی که دارم در مورد اسم وبلاگ که اشتباه گفته شده توضیح میدم.




ميدونين اين اشتباه نوشتنه باعث شد كه بفهمم چقدر اسم اصلي وبلاگمو دوست دارم. تقدير نامه و سكه پارسيان رو كه تحويل گرفتم يه سري دوستان از ته سالن صلوات فرستادن شايد چون فكر ميكردند وبلاگ چند قدم نزديكتر به خدا يه وبلاگ خيلي مذهبيه و اگه صلوات نفرستن كادوم حلال نيست!

بعدم با سانديس و كيك پذيرايي شديم و...
من ميدونم كه خانم اقلیما پولادزاده از خيلي از ناهماهنگي ها استرس گرفته بود. اما يه چيزي رو لازمه از همينجا بگم. من تا حالا بيشتر جشنهاي پرشين بلاگ رو رفتم اما تو اين يكي از همه بيشتر خوش گذشت. نه به خاطر كادو و تقديرنامه! چون خواهرم و نگار هم ميگفتن بهشون از هميشه بيشتر خوش گذشته. یه جور خاصی پر از حس انرژی مثبت بود. بقیه عکسها رو هم می تونید اینجا ببینید. بازم از همه دوستانی که محبت کردن و به وبلاگم رای دادن ممنون.
*ممنونم از کاوه مهربان و دوست عزیزی که اسمشو (.... ) نوشته بابت کمک به خانواده های نیازمندمون.
*مینا زرین عزیزم مهم مقدار پول نیست مهم نیت توست که امیدوارم به هر خواسته ای داری برسی عزیزم. به هر حال ممنون پول به حسابم نشسته.
*فاطمه رضاخانی عزیزم درست همون روزی که تو ۶۵ تومن ریختی به حسابم از همون باجه یه ۶۵ تومن دیگه هم به حسابم ریخته شده نکنه دوبار از حسابت کم شده باشه؟ کارتتو چک کن اگه اشتباهی دوبار ریختی یه شماره حساب بده بریزم به حسابت.
سازمان ملل حركت جديدی رو برای كمك به كودكان فقير و گرسنه جهان شروع كرده كه بر اساس اون به ازای هر كليك روی يك سايت معرفی شده، به يك كودك گرسنه در جهان غذای رايگان میرسه دوستان خوبم با کلیک روی این لینک و کلیک روی باکس زرد رنگ کاری میکنید که كمپانيهای اسپانسر هزينه يك وعده غذای رايگان رو براي کودکی تقبل کنند. پیشنهاد میکنم کلیک کنید و حالشو ببرید.
حدودا ۱۴-۱۳سال پیش بود که اولین جلسه آموزش انرژی درمانی رو رفتم. کلاس فوق العاده ای بود و توی راه اشک شوق میریختم از زیبایی دنیای عرفان ... بعد از سیستم شای سیستم سایکیک رو رفتم و تو این مدت به مرحله ای رسیدم که اجازه تدریس هم داشتم. دنیای فوق العاده ای بود. این دنیا منو با جلوه دیگه ای از زندگی آشنا کرد و حس این که با قدرت درونم (که هر انسانی داره ولی بهش واقف نیست) میتونم دردی رو درمان کنم فوق العاده شگفت انگیز بود. اشکان رو که باردار شدم درست تو اون روزهایی که پزشکها حیرون بودن از این که آزمایشات حضور یه نوزاد رو نوید میداد اما سونوگرافی تاییدش نمیکرد استادم با دیدن هاله ام گفت که بارداری و تا زمانی که به بچه شیر میدی اجازه تمرین و کار کردن نداری چون ممکنه بچه آسیب ببینه. بعد از اون هم کسی حاضر نبود این شیطونک رو نگه داره تا من به کلاسهام ادامه بدم.
آشنایی با مریم دوست خوب اینترنتی ام که هراز گاهی یه گوسفند قربونی هدیه میداد به مدرسه مون منو با دنیای دیگه ای آشنا کرد. فرادرمانی یا شعور کیهانی. اما هیچ جوری برنامه هام برای رفتن به این کلاسها جور نمیشد تا این که مریم گفت دیگه سپردمت به همون شعور کیهانی وقتش که بشه خودش جور میکنه. و یکماهی نگذشت که همه چی جور شد و ۵ شنبه گذشته اولین جلسه رو رفتم. اعتراف میکنم که فوق ا لعاده بود. احساس میکنم روح تشنه من مدتها بود که نیازمند همچین بارانی از عشق بود. کسی اگه علاقه منده به این کلاسها برام کامنت بزاره تا در این دریای عشق شریک شه...
فردا پنج شنبه ۷ آبان ساعت ۴ تا ۶ جشن بانوان وبلاگستان به دعوت پرشین بلاگه. از اونجایی که این وبلاگ برگزیده شده حتما اونجا خواهم بود ( اگه برگزیده هم نبودم میرفتم فقط خواستم کلاس بزارم!) خوشحال میشم دوستان وبلاگی ندیده ام رو اونجا ببینم.
*ممنونم از درسا احمدی عزیز و فربد عربشاهی کوچکترین یاری رسانهای من در این وبلاگ که با اهدای لباس و لوازم تحریر زیباشون منو غرق شادی کردن. (هر دو دانش آموز ابتدایی هستند.) و من از همینجا دستهای کوچیک و بخشنده شونو میبوسم.
*ممنونم از بنفشه قشنگم برای کمک ماهانه به دانش آموزی نیازمند.
*ممنونم از همای قشنگم که از صبح تا حالا منو شرمنده کرده انقدر پول ریخته به حسابم برای خانوم پست قبل.
*یه دنیا تشکر از پوپک مهربون برای هدیه یه عالمه لباس برای کودکی نیازمند.
ممنونم از بیتای نازنین برای هدیه لباس گرم به یه دختر نیازمند. (که با سلیقه قشنگش خریده بود و برام پست کرده بود)
*زهرای عزیزم ممنون برای این که همچنان دنبال حل مشکلاتی هستی که من به تنهایی ازم بر نمیاد.
*فاطمه رضاخانی قشنگم، صديقه نازنين، ترنم مهربان و ساريناي نازنین و زهره دوستداشتنی مبالغي كه به حسابم ريختيد به دستم رسيد دست همه تون درد نكنه كه خستگي ام در رفت ....
*متشکرم از شکلات تلخ عزیز که برعکس اسم وبلاگش بسیار هم صدای شیرینی داره بابت کمک به خرید جهاز.
*متشکر از فریبا اولیایی نازننی و خانوم کدخدا زاده عزیز برای کمک جهت پول پیش خونه خانواده ای نیازمند.
*به دو عدد حسابدار جویای کار نیازمندیم.
راستی از همه دوستان نازنینی که محبت کردن و به وبلاگم رای دادن ممنونم.