جوابمو كه داد نا خودآگاه چشمم به دندوناش افتاد. انگار يه چيزي تو قلبم فروريخت. اونقدر دندونهاش دفرمه و بدرنگ بودن كه ناخودآگاه آدمو ياد فيلمهاي ترسناك مينداختن. نوك تيز و سفيد گچي! گفتم: عزيزم تو چرا دندونات اين شكلي هستن؟ با صدايي كه لبريز غم بود گفت: نميدونم سالهاست اينطورين... لب پايينشو كشيدم پايين و ديدم لثه هاش افتضاحن. گفتم: اگه وقت بگيرم برات از يه دكتر ميري براي درمانش؟ دكتر خودم. يه دكتر عالي... با لبخند گفت: اره.
ميدونستم شرايط مالي شون افتضاحه. شايد دليل داشتن همچین دندونهایی تغذيه نادرست بود. با دكترم (دكتر رويا استوار عزيزم ) حرف زدم و گفت خودش يك قرونم نميگيره مگر اين كه كلينيك بخواد سهمشو بگيره. دو تا روت كانال داشت كه اونارم دكتر اميرحسين مكارمي نازنين گفت رايگان انجام میده.
ديروز ديدمش. وقتي خنديد بازم يه چيزي تو قلبم فرو ريخت. اما این بار از شادی... لبخندی دلنشین دندونهايي زيبا و نگاهي لبريز از عشق. منو تو آغوش گرفت و بوسيد. گفتم خيلي قشنگ شدي خيلي ... آروم زير گوشش گفتم خيلي دوستت دارم. گفت: منم همينطور...
معلمي نگاه به روح بچه هاست. توجه به مشكلات روحي و جسميشون و حل مشكلاتي كه تا عمق روحشون ريشه دوونده. كتاب درسي رو كه هر كسي ميتونه بدون معلم تو خونه بخونه و نمره بياره!!!!
نگار قشنگم تو يه آزمون كه خيلي ارزشمند بود قبول شده. عزيز دل مامان بهت افتخار ميكنم و براي موفق شدنت تو زندگي از هيچ تلاشي دريغ نميكنم.
* ساحل عزیزم گفته تو تهرون هر دانش آموز بی بضاعتی نیاز به آموزش زبان داشته باشه حاضره رایگان تدریس کنه. ![]()
*یه خانواده ای تو اردبیل (مشکین شهر) در حسرت داشتن یه یخچالن.
* شرکت یکی از دوستان تو تهرون تو میدون آرژانتین یه برنامه نویس خوب میخواد.
*ممنونم از سریرای عزیزم برای هدیه یه بوفه و مقداری وسالی منزل به عروسمون.
*متشکرم از جناب آقای ثمره هاشمی برای تخصیص وام ازدواج به خانواده ای نیازمند.
و باز هم ممنونم از برادر محترمم آقای فتاح جبلی که تموم تلاششون حل مشکلات مالی و... خانواده های نیازمندمونه. واقعا یه همچین جوونهایی تو این مملکت گوهر کمیابن...
جمعه در جشن پرشین بلاگ میبینمتون.
نگاه پر از غمشو ميدوزه به لبه ميز و ميگه: 12 سال از ازدواجم گذشته بود و بچه دار نميشدم. درست همون روزي كه قرار بود برم براي آي وي اف برادرم فوت كرد. تو يك هفته اي كه براي مراسمش اونجا بوديم پسر سه سال و نيمه اش چسبيده بود به من و رهام نميكرد.
مراسم كه تموم شد گريه كنون با من اومد خونه مون. يه خواهر يه سال و نيمه هم داشت. مادرش تو اين مدت سراغشم نميگرفت. بعد از چهلم دخترشم گذاشت پيش مادرمو رفت. منم ديدم مادرم پيره منم كه بچه دار نميشم دو تاشونو آوردم خونه مون. الان علي 21 سالشه و مريم 19 سالش . از اون روزها سالها ميگذره. تو تموم اين سالها بارها خانواده شوهرم بابت كاري كه كردم شماتتم كردن. هميشه با خودم ميگم يعني كار درستی كردم كه اينا آوردم و بزرگ كردم؟ با يه شوهري كه مريضه و دردمند و آبدارچي با حقوق بسيار كم.
علي الان دانشجوي دانشگاه آزاده. دلم نيومد وقتي قبول شد بگم نميتونم شهريه تو بدم. با هر بدبختي شده شهريه شو جور ميكنم. اما الان دل نگرانيم مريمه.... دو ماه پيش عقدش كرديم. اما برام تهيه كردن جهاز غير ممكنه. خيلي زرنگ باشم شكمشونو سير كنم.
.
.
.
مريم رو ميشناسم. دو سال شاگردم بوده. چهره معصومش با نگاهي ملتمسانه زير تور عروسي مياد جلوي چشمم.
با بغض ميگم: نه عزيزم تو درست ترين كارو كردي كه اونا رو آوردي پيش خودتو و ازشون مراقبت كردي. مادري كه اونقدر بي مهره كه بچه هاي يتيمشو رها ميكنه و ميره مطمئن بدون اگه نگه ميداشت نميتونست به جايي برسونتشون. حالا هم اشكاتو پاك كن. مطمئن باش فرشته هايي هستن كه نزارن اين دختر يتيم با شرمندگي بره خونه شوهر....
*ممنونم از آقاي فتاح جبلي براي هديه 300 پرس غذا به دانش آموزانمون...
*متشكرم از جناب آقاي دكتر ايرج فاتحي متخصص كودكان براي ويزيت رايگان بيماري نيازمند.
*متشكرم از جناب آقاي دكتر مهدي رخصت يزدي (متخصص چشم) و منشي نازنينشون ناهيدشفيعي جهت ويزيت رايگان دو بيمار نيازمند.
*ممنونم از ساحل گلم براي هديه جهاز ...
*یه دنیا تشکر از آناهیتای عزیزم برای کمک جهت پول پیش خونه خانواده ای نیازمند.
*يك شركت معتبر در ميرداماد نياز به يه آبدارچي داره .(خانوم يا آقا).
* يك شرکت معتبر در آرژانتین یه مهندس نرم افزار برنامه نویس میخواد.
ضمنا جمعه اول خرداد در جشن پرشين بلاگ هستم خوشحال ميشم ببينمتون.
چشمام از زور درد به زور باز ميشه. ميگه: چته؟ ميگم: سرم درد ميكنه. ميگه: چرا؟ ميگم: ديروز كه مادرا اومدن يكي دو تاشون گريه كردن. يكي شون از خوشحالي حل شدن مشكلاتش و يكي از هم از فشار بدبختي. هر كار كردم بغضمو نتونستم نگه دارم، ميگرن هم كه دارم، سرم درد گرفته. با يه جور تلخي خاصي ميگه: ول كن بابا تو هم چسبيدي به ننه!!! اين بچه ها! خودمون هزار تا بدبختي داريم حالا بياييم بدبختي هاي اينا رو حل كنيم. جهنم ميخواستن درست زندگي كنن تا الان بدبخت نشن!!! نگاهش ميكنم. فقط نگاهش ميكنم... گرچه دوست دارم جاي نگاه كردن حالشو جا بيارم. اما با خودم ميگم ياسمن جان از هر كس به اندازه شعورش و وسعت ديدش به دنيا توقع داشته باش اينجور آدمها به قول مري پاپينز فقط جلوي دماغشون رو ميتونن ببينن. اينا جزو اون دسته از آدمهان كه فكر ميكنن در هميشه روي يك پاشنه ميچرخه و مريضي و ورشكستگي و بدبختي فقط مال ديگرونه. نميدونن كه ممكنه همه اينا يه روزم واسه خودشون اتفاق بيفته... ميگم: حالا سردرد من زياد مهم نيست يه مسكن خوردم خوب ميشه! و تو دلم ميگم اي كاش ياد ميگرفتي حداقل اگه كمكشون نميكني توهين بهشون نكني و به جاي ننه بچه ها بگي مادر بچه ها!!!
متاسفانه آموزش و پرورش ما پره از آدمهايي كه خودشون نياز به سالها آموزش و پرورش دارن تا تازه بفهمن آدم بودن يعني چي !!!
*ممنونم از جناب آقای دکتر امیر حسین مکارمی با اون دستهای شفابخششون جهت روت کانال رایگان دندونهای بیماری نیازمند. *متشکرم از فرشته دوستداشتنی ام خانوم دکتر رویا استوار برای انجام رایگان پروسه طولانی دندانپزشکی بیماری نیازمند. *ممنونم از آقاي فلاحتي و خانم يغمازاده بابت كمك نقدي جهت تهيه جهاز براي عروسي نيازمند. *ممنونم از برادر گلم علیرضا و امير حسين بياتي براي كمك به خرج دندان پزشكي دختری بی بضاعت.* متشكرم از خانوم ميم عزيز براي كمك به جهاز دختری نیازمند. *متشكرم از زهرا ثمره ي عزيزم براي اين كه همچنان در حال پيگيری مشكلات خانواده هایيه كه به پدرشون ارجاع ميشه. *متشكرم از آقاي فتاح جبلي براي پرداخت قسط كامپيوتر يك دانش آموز نيازمند.
* متشکرم از نگار عبدالرسولی عزیزم برای کمک به خانواده ای نیازمند. *نداي عزيزم در اهواز گفته اگر كسي در اهواز نياز به گفتار درماني رايگان يا ترك اعتياد رايگان داره ايشون و همسر مهربونش حاضرن انجام بدن. *نگين عزيزم هم در كرج حاضره به دانش اموزان ابتدايي و راهنمايي بي بضاعت رايگان درس بده. *مریم عزیز هم تو تهرون اعلام امادگی کردن که میتونن به بچه های نیازمند راهنمایی رایگان درس بدن و مشکلات درسی شونو حل کنن. (ممنون از این همه فرشته نازنین
)
آناهیتا جون اون خانواده هنوز ۵۰۰ تومنشون جور نشده.
من یه پرستار معلمم! خوب میفهمم که یه شتر مرغ تو زندگی چه حسی داره! تکلیفش معلوم نیست که بلاخره شتره یا مرغ! عین من که معلوم نیست معلمم یا پرستار.... سالها تدریس در دبیرستان باعث نشده که اون حس غریبی رو که به پرستاری داشتم از دست بدم... امسال كه روز پرستار و معلم همش با هم دو روز فاصله داشتن بيشتر حس شترمرغي داشتم! در هر حال روز معلم و پرستار به همه معلمهاي عاشق و باسواد مون و همه پرستارهاي مهربون و زحمتكشمون مبارك.
اين خاطره خنده دار هم شيرني شتر مرغ بودنم...
اسم خواهر وسطی گلنازه... ديروز تعميركار ماشين ظرفشويي قرار بوده بره براي تعمير ماشينش. تعميركار آشناست و الان نزدیک سه ساله که هر دو ماه يك بار مياد دم محل كار من يا خونه و برامون قرص ماشين مياره. خونه منو و مدرسه رو خيلي خوب بلده اما خونه گلي رو نه! چون هميشه قرص اون رو هم مياره دم خونه ما. ديروز زنگ ميزنه به گلي و ميگه: سلام خانوم رمضاني من تو راه خونه تونم. شما ياسمنيد؟ گلي هم فكر ميكنه تعميركاره اونو با من اشتباه گرفته با تعجب ميگه: نه من گلنازم!تعميركار ميگه: گلناز چند؟ يك يا دو؟ كه گلي تازه دوزاريش ميفته كه تعمیرکار منظورش اسم برجشون بوده!!! خودش رو نميبازه و ميگه: آهان ما برج ... هستيم!!!
*ممنون از آقاي رضايي براي هديه دو عدد گوسفند به خانواده هاي نيازمندمون.
*يه دوست نازنين بيست تومن ريخته به حساب من اين پولو بايد به كي بدم؟
*یه خانوم نیازمند و محترم که تا سوم راهنمایی خونده دنبال کار میگرده برای گذران زندگیش کسی کاری سراغ نداره؟
*یه خانواده محتاج ۵۰۰ تومن پولن برای اجاره یک خونه تو سه راه آذری....
*دوست عزیزی که سی دی های دایی مهدی رو خواستی به این شماره زنگ بزن ( ۰۹۱۲۳۰۹۳۶۵۲ آقای فتح الله آرامش) بگو یاسمن (خواهر زاده مهدی) شماره رو داده سی دی رو بهت میرسونه.
نگاهم كه تو نگاهش ميفته دلم مي لرزه . توي چشماي قشنگ مداد كشيده اش، غم موج میزنه . يه روبنده باعث شده كه فقط چشماش پيدا باشه. نميتونم حدس بزنم چند ساله است. كنارش يه خانوم ميانسال نشسته كه كمي تپله، آرايش داره و صورتش هم نسبتا زيباست. نگاهمو ميدوزم تو چشماي زيباش و ميگم: شما جنوبي هستید؟ خانوم بغل دستيش كه معلوم ميشه مادرشه با خوشرويي ميگه: نه خانوم. ما تهروني هستيم. خونه مون هم قلهكه! ميگم: ميشه بپرسم چرا پوشيه زده؟ ميگه: چون من گفتم! با تعجب ميگم: شما؟ صورت اونه اونوقت شما گفتيد! ميگه : يعني راستش نامزدش دستور داده. ميگم: دستور داده؟ مگه برده اشه؟ ميگه :شوهرشه ديگه! دستور داده كه صورتشو بپوشونه. گفته حتي بايد جلوي برادرهامم با مقنعه باشي و چادر. يه ذره بد دله! ميگم : اون كه تو نامزدي انقدر سخت گيره واي به حال بعد عروسي! چند سالشه دخترتون؟ ميگه: 13 سال! ميگم: دختر 13ساله رو شوهر دادين! ميگه: پسر خاله اش بود خيلي ميخواستش ما هم داديم ديگه! اونم 21 سالشه!
قلبم از غم فشرده ميشه. آخه دختر 13 ساله چي از زندگي مشترك ميفهمه. ميگم: ميشه صورتتو ببينم؟ پوشيه رو ميكشه پايين .انگار خدا اين صورتو نقاشي كرده بس كه زيباست. ميگم: چقدر زيباست اين دختر. چشمام از اشك پر ميشه. نگاهش ميكنم و ميگم: دوست داري ازدواج كني؟ با مظلوميت ميگه: الان ديگه همه بايد زود ازدواج كنن! ميگم: از جواب طفره نرو. الانم همه زود ازدواج نميكنن! ميگم دوستش داري؟ ميگه: بله دوستش دارم. ميگم: الهي كه خوشبخت بشي....
اتوبوس تو ايستگاه نگه ميداره و اونا پياده ميشن. و من قلبم از جاكنده ميشه. دخترك عين يه برده مطيع پشت مادرش ميره و من بغض فروخورده ام رو قورت ميدم براي دختر13 ساله اي كه در قرن بيست و يكم پوشيه زده پا به حجله ميزاره.
*ماری قشنگم ممنون پول به دست اون دانشجو رسيد.
*اين خانواده 4 نفره براي اجاره يه خونه 40 متري تو سه راه آذري 500 تومن پول پيش كم دارن...
*اگه ظرف نويي داريد كه استفاده اش نميكنيد براي دختركي نيازمند ميتونه تكه اي از جهاز نداشته اش باشه.
*سميه عزيزم شماره دايي مهدي رو خواستي بي هيچ نشوني. برام ايميل بزن شمارشو برات ايميل كنم.
*در تاریخ ۶ و ۷ اردیبهشت پولی به حسابم ریخته شده که نمیدونم به کی باید بدم اگه ممکنه هر کی ریخته خبرم کنه. ممنونم.
ميگه: الان نه ماه كه پدرم بيكاره. ميگم: مگه تو آژانس كار نميكرد؟ ميگه :چرا اما بيمه ماشين تموم شد نداشت يده از آژانس اومد بيرون. ميگم: چقدر هست ؟ ميگه: سيصد هزار تومن. نوري در ذهنم؟ نه! در دلم ميدرخشه. ميگم: اگه اين پول بهش داده بشه و ماشينو بيمه كنه ميره سر كار؟ مشكل حل ميشه؟ با خوشحالي ميگه: معلومه كه ميشه...
نداي درونم ميگه كه از قبل اين پول جور شده. ميگم: پس يه شماره حساب به من بده من پولو براتون بريزم به حساب. همون موقع موبايلم زنگ ميزنه... دكتر پيمان پازنده. از دوستان بسيار عزيزم كه به تازگي مادرشون فوت شده. ميگم عزيزم گوشي من موبايلم زنگ ميزنه. اونور خط پيمان بعد از سلام و احوالپرسي ميگه ياسي جان شنيدم تعدادي خانواده نيارمند ميشناسي. ميخواستم براي شادي روح مادرم يه كمكهايي بهشون بكنم!!!!
باور كنيد روحم از خوشي به رقص در مياد. ميگم: پيمان باورت ميشه من الان يكي رو اونور خط دارم كه مشكل بيكاري پدرش با سيصد تومن حل ميشه. ميگ: اونو كه حتما ميدم مورد ديگه چي داري؟...
تلفن رو كه قطع ميكنم دست و پاهام يخن! انگار چند لحظه اي روح در بدنم نبوده عين يه مرده.. البته مرده اي كه از خوشي مرده!!! دلم ميخواد بابت اين هوشمندي كائنات كه انقدر قشنگ آدمهاي نیازمند رو با آدمهاي خير لينك ميكنه فرياد بزنم... خدايا ازت ممنونم كه اينهمه عشق رو در وجودم جاري كردي.
*متشكرم از خانوم دكتر رويا استوار (دندانپزشك) براي درمان رايگان دندانهاي بيماري نيازمند.
* ممنون از دوست عزیز و مهربونم زهرا ثمره برای کمک جهت شهریه دانشجوی پست قبل.
*ممنونم از نوشین عزيزم براي اهدای پول جهت خريد گوسفند براي خانواده هاي نيازمندمون.
*متشكرم از برادر جوانم جناب آقاي فتاح جبلي بابت پرداخت هزينه خريد چرخ خياطي و يك تلويزيون براي خانواده اي نيازمند و پرداخت هزينه بستري بيماري در بیمارستان رواني و هديه برنج و روغن به همون خانواده. (اين خانوم كه الان بستري شدن نان آور يك خانواده بودن و با كار كردن در آرايشگاه خرج خانواده ((مادرشون و فرزندشون و ناخواهريشون)) رو ميدادن . همون خانوم مطرح شده در پست مهر پدري.
*ماری جان هر موقع جهت شهریه اون پسرک پولی به حسابم ریختی خبرم کن تا به دستشون برسونم. ممنونم.
* یک شرکت ساختمانی در میرداماد نیاز به آبدارچی داره.