تو اين هفته از بس شيريني دادم مردم ! حالا دليلش بماند! هر كس هر جور عشقش كشيد شيريني خواسته! مثلا پريسا (دختر عمه ام) گفته بايد منو ببري لواسون جگر بدي!!!! حالا هيچ جا هم نه! لواسون! علیرضا گفته بايد برام بليط دوبي بخري! مریم اینا (خواهرم) گفتن شام بریم بیرون! یکی از همکارام نون خامه ای خواسته! و... الباقی همكارام گفتن بايد كيك دست پخت خودتو بياري و من ديشب 4 تا كيك پختم! اينم عكس كيكي كه پختم. كيك خيلي ساده اي هست دستورشو براتون ميزارم كه اگه دوست داشتيد بپذيد.


اخبار شب يلدا و تقدير از دوستان نازنيني كه تو اين امر خير ما رو ياري كردن هم در پست بعدي و بعد از برگشت از مسافرتي كه در پيش دارم براتون ميزارم.
كيك اسفنجي مدل ياسمن!
مواد لازم:
تخم مرغ 6 عدد
شكر 1پیمانه
ارد يك پیمانه
بكينگ پودر يك قاشق مرباخوري
وانيل یک دوم قاشق چايخوري
اشکان شیطون که وسط کار فرتون رو خاموش کنه ۱ عدد!!!
طرز تهیه
فر را با درجه حرارت 175 گرم كرده و سپس زرده و سفيده رو از هم جدا ميكنیم. سفيده ها را كمي ميزنيم كف كه كرد با يك سوم شكر و با همزن برقي انقدر ميزنيم كه كاملا سفت شود انقدر كه اگر ظرف را سر و ته كرديم نريزد. زرده ها با بقيه شكر و وانيل و بكينگ پودر انقدر ميزنيم تا كرم رنگ شود. بعد با ليسك به آرامي سفيده ها را به زرده اضافه كرده و به صورت پارويي و آرام مواد را با هم مخلوط ميكنيم. در آخر آرد را كم كم روي مواد الك كرده و خيلي آرام مواد را به هم ميزنيم. در قالب گردي كه قبلا با كمي روغن چرب كرده ايم ريخته و در طبقه وسط فر ميگذاريم. تا 45 دقيقه بماند كاملا پف كند و طلايي شود. در حين پخت به هيچ وجه در فر را باز نميكنيم.
مواد لازم براي تزيين كيك:
خامه بزرگ دو بسته
يك چهارم پيمانه پودر قند
نصف ليوان شيركاكائو
كمي گردو (به دلخواه)
تزيين كيك:
خامه را 4 ساعت قبل با پودر قند مخلوط ميكنيم و در فريزر ميگذاريم.
كيك را از فر خارج كرده ميگذاريم تا سرد شود.. سپس از ارتفاع كيك را به دونيم كرده و 2 قاشق شير كاكائو را روي لايه زيرين كيك ميدهيم تا كمي مرطوب شود. در اتاقي خنك، خامه را با همزن برقي انقدر ميزنيم تا كاملا سفت شده و حالت بگيرد. (اگه حالت نگرفت غصه نخوريد بيرون پودر خامه ميفروشن بخريد و كم كم روي خامه الك كنيد تا به مرحله اي برسه كه خامه شكل بگیره يعني اگه با چاقو روي خامه خط انداختيم محو نشه) سپس روي لايه اول خامه ماليده و كمي گردو گذاشته لايه رويي را روي آن ميگذاريم و باز با دو قاشق غذاخوري شيركاكائو روي آن را مرطوب كرده سپس رو و اطراف آن را خامه ماليده و كاملا صاف ميكنيم. و به دلخواه با ماسوره هاي مختلف تزيين ميكنيم. نوش جون. نگين بهتون شيريني ندادما!![]()
پاييز كه ميرسه با زيبايي هاي سحر انگيزش كه عين يه جعبه مداد رنگي هزار رنگه منو لابلاي برگهاي رنگارنگ و صداي خش خش له شدن برگاش زير پاي عابريني كه هر كدوم تو دلهاشون يه پاييز زیباست گم ميكنه....
پاييز براي من يعني حضور عشق. يعني همه زندگيم. گرچه متولد فروردينم اما توي يه روز زيباي پاييزي عاشقش شدم و طلوع اين عشق، تولدي دوباره براي من بود. تولدي كه گرچه باز هم دست خودم نبود اما برعكس تولّد واقعيم اين تولد رو خوب به ياد دارم.
پاييز حال و هوامو يه جور خاصي دگرگون ميكنه...يه جور شور و شوقي كه تا عاشق نباشي نميفهمي. آذر بود كه حس كردم كه عشق ذره ذره وجودمو گرفته و درست انگار به جاي خون، عشق تو رگهام جاريه. هر جا نگاه ميكردم اثري از وجودش بود. حتي تو برگهاي زرد پاييزي...
تو نگاه نگار كه دختركي 10 ساله بود. تو چشماي رامين كه سالها بود شريك مهربون و عزيز زندگيم بود. حتي از پشت ني ني چشماي غریبه ها هم ميديدمش. حتي رو لبهاي پر از غم دخترك فقيري كه گوشه خيابون دست فروشي ميكرد...
و وقتي همه چي يه رنگ ديگه شد و عطر و بوي عشق همه وجودمو پر كرد تازه فهميدم كه گرماي حضور اونه كه داره انقدر زندگيمو زيبا ميكنه. هموني كه هميشه منو از جهنمش ترسونده بودن. از خشمش... هموني كه هميشه به جاي اين كه بگن بايد عاشقش باشي گفته بودن بايد ازش خوف داشته باشي و من حالا عاشقش بودم و در دلم به جاي ترس از او عشق از او بود.
خداي مهربونم همين روزا اين وبلاگ كه با عشق تو و به خاطر تو باز شد ميره تو شش سالگي ... شش سال تموم با عشق تو نوشتم و تو اين شش سال با هزاران فرشته اي كه تو فرستادي تو جاي جاي اين كره خاكي دوست شدم. فرشته هايي كه هيچ وقت تنهام نذاشتن... فرشته هايي كه هر جا دلم گرفت با كلام مهربونشون شادي رو بهم هديه كردن و هر بار دست نيازم رو به سمتشون دراز كردم لبريز عشقش كردن... ازت ممنونم به خاطر اين كه مهربوني، بخشنده اي و انقدر دوست داشتني و نازنين هستي ... ميدونم اونقدر بخشنده اي كه اشتباهات كوچكم رو ببخشي و كمكم كني تا از بودنم لذت ببرم. شاديها مو با ديگران قسمت كنم و در غم ديگران سهيم باشم، لياقت داشتن دوستان خوب رو بهم بدي و توان اين رو كه بتونم گره اي هر چند كوچك از زندگي كساني كه سر راهم قرار ميدي باز كنم تا وقتي شب موقع خواب چشمامو ميبندم ، لبخند زيباي تو رو ببينم كه از آفريدن ياسمنت پشيمون نيستي. عزيز دلم كمكم كن تا گرماي حضور تو رو در قلبم بيشتر كنم ...
امروز لازمه تا از شريك مهربون زندگيم كه تو اين سالها نوشته هامو خونده، اشك شوق توي چشماش نشسته و تشويقم كرده كه راهمو ادامه بدم و خيلي از اوقات مجبور شدم به خاطر ديگران، از وقتي كه بايد براي اون بزارم، بزنم تشكر كنم. همينطور از نگار مهربونم كه گاهي اوقات اونقدر درگير زندگي ديگرون شدم كه يادم رفته دخترك 16 ساله خودم هم نيازمند توجه و عشق منه. رامين عزيز و دوست داشتينم و نگار نازنينم دوستتون دارم و براي همه محبتها و همراهي هاي خالصانه اتون ممنون.
پي نوشت: 40 هزار تومن پست قبلي كمك انجمن خيريه ايران خودرو بود به دانش آموزي بي بضاعت كه ممنونم از لطفشون. متشكرم از دوست خوب نديده ام كامران براي تقبل كل هزينه شمي درماني دخترك 14 ساله نيازمند پست پيش. متشكرم از سهیلا ی نارنینم براي كمك جهت خريد شب يلدا.
ضمنا در تاريخ 18/9 از اهواز مبلغي به حسابم ريخته شده دوست عزيزم ممنون اين پولو بايد به كي بدم؟
زندگي پر از لحظه هاييست كه ميتونن بهانه باشن براي خوشحال كردن آدمهايي كه كنارمونن و مشغوليات زندگي باعث شده از زير نگاه مهربونمون بگذرن و ديده نشن .
یلدا رو فرموش نكنيم. انار دختري است كه دلش لبريز غم بيماري مادره و اعتياد یا بیکاری و بیماری پدر . هندوانه مادري است كه دانه هاي سياه بيماري پدر، اجاره خانه تلنبار شده، بدهكاري به بقال محل و... شيريني و قرمزي شو ازش گرفته و آجيل پدري است كه هزار كار ميكنه تا شب شرمنده و دست خالي به خونه نره اما هميشه بدهكار آرزوهاي كوچك بچه هاشه.
بياييد انار رو دختري كنيم كه دانه هاي آرزوهاش يكي يكي سرخ و شيرين ميشن. مادر رو هندونه اي كه از شيریني زندگي عين عسل ميشه و پدر رو پسته خندون آجيل شب یلدا...
ممنون از فرشيد ملكان عزيز (جواهري ملكان) و برادر دوستداشتنیم علیرضا براي كمك مالي جهت خريد شب یلداي خانواده هاي بي بضاعتمون. ![]()
*اگه خانومی رو میشناسید که بتونه شبانه روزی از یه خانوم مسن مراقبت کنه حتما برام کامنت بزارید.با حقوق خوب.![]()
پی نوشت: برای دوستانی که تو کامنتها نوشتن دوست دارن برای خرید شب یلدامون کمک کنن. اگه تا دوشنبه هفته دیگه باشه عالیه چون میتوینم یه برآورد کنیم که دقیقا چقدر پول جمع شده و سه شنبه بریم خرید چون چهار شنبه تعطیله. ۳۰ تا خانواده هستن که شرایطشون بررسی شده. خریدمون ماهی.. آجیل ... انار و اگه پولمون برسه گوشت و مرغ . شماره حسابم ۰۱۰۳۳۴۴۴۶۱۰۰۳ یاسمن رمضانی سیبای ملی . اگه کسی شماره کارت میخواد تو کامنتها بنویسه فقط محبت کنید اگه هر مبلغی ریختید یه کامنت بزارید که من بدونم پولها مال شب یلداست. ممنون![]()
وقتي ميفهمي شريك زندگيت تموم تلاششو داره ميكنه كه يه جوري واسه تولدت كه 4 ماه ديگه است تو رو خوشحال كنه و يه سورپرايز بزرگ برات داشته باشه... وقتي بهت ميگه كه تموم اين روزا اگه هي نظر تو رو ميپرسيده برا اين بوده كه ميخواسته برا تو كادو بخره اما با سليقه خودت. وقتي ميگه كه واي ديگه نميتونم اين رازو نگه دارم... ايمان پيدا ميكني كه وقتي فقط به فكر برآورده كردن آرزوهاي دیگران باشي كائنات آرزوهاي نداشته ات رو هم برآورده ميكنه!
.
ممنونم از جناب آقاي مهندس سيف وند عزيز براي كمك به يه دختر ۱۴ ساله سرطاني كه شرايط مالي بسيار نامناسبي دارن. ممنوم از سركار خانوم بشكار دانا براي اين كه مكه شو فروخت و پولشو كمك كرد به همون بچه سرطاني (دانا جان باور كن اين كارت از هزار بار مكه رفتن ارزشمندتر بود.)
متشكر از آقاي صدري و خانوم نازنينش ندا كه با خلوص نيت دنبال يه موتور گشتن بيشتر پولشم جور كردن. يه دنيا تشكر از مرجان عزيزم و مريم مهربونم كه الباقي پول موتور رو دادن...مادر پسرك در حالي كه از خوشي روي پا بند نبود گفت اونقدر دستتون سبك بود كه همون شب كه موتورو گرفتيم يه كار تو شهرداري برا پسرم جور شد...
ممنون از خانوم روشن چراغ براي هديه یه سری رختخواب به يه خانواده نیازمند.
آرام قشنگم متشكرم از کمکت مبلغي كه ريختي به حسابم نشست عزیزم.
سريراي نازنينم ممنون براي اين كه هر ماه براي خرجي يه خانواده پول به جسابم ميريزي.
پی نوشت: برای اونایی که سوال کردن تولدم اول فروردینه.![]()
از كلاس مياد بيرون هر چي تو خيابون ميگرده ميبينه ماشينش نيست! با ناراحتي يه دور تا ته كوچه رو ميره تموم ماشينها رو با وسواس نگاه ميكنه. اما ماشينش نيست! با ناراحتي سوار تاكسي ميشه و فكر ميكنه با اينهمه خستگي بايد بره كلانتري و شكايت كنه. غرق در افكارش ميشه و كارهايي كه بايد فردا انجام بده رو مرور میکنه و تو این فکره که بی ماشین چه جوری به اونهمه کار برسه که یهو... از خوشحالي حالش دگرگون ميشه يادش ميفته اصلا ماشينش تعمیرگاهه و امروز بي ماشين اومده بوده سر كار!!!
گاهی اوقات بعضی اتفاقات پیام کائناته که قدر داشته هامونو بدونیم!
پریدخت عزیزم پولت رسید ممنون از کار خیرت.
یه دنیا تشکر از آقا حمید برای کمک مالی به یه خانواده نیازمند.
ممنون از ندای قشنگم که در حال پول جمع کردنه برای خرید موتور برای اون پسرکی که نون آور خانواده هفت نفریه و موتورشو دزدیدن. یه موتور دست دوم در حد نو سیصد و بیست تومن بوده که ندا جون پیدا کرده که تازه هم بیمه شده خودشون ۱۲۰ تومنشو جور کردن مونده دویست تومن که امیدوارم جور شه...
اطلاعیه مهم: وبلاگ نویس های بین ۸ تا ۱۵ سال اینجا برای من کامنت بزارن با آدرس وبلاگشون تا از میونشون یه تعدادی وبلاگ انتخاب شه برای معرفی در مجله موفقیت.
ميگم: چقدر دلم برای این مادر بدبخت میسوزه...بدبخت پسرش دو سال كرك مي كشيده دو تا كليه هاشو از دست داده و الان دياليز ميشه. البته الان چند ماهه پاكه. با حرص ميگه: به جهنم. چشمش كور. نگاهش ميكنم و ميگم: كي ؟ پسره؟ ميگه : نه مادره! ميگم چرا؟ ميگه ميخواست بچه اشو درست تربيت كته كه نره معتاد شه!
ميگم : اما من هرگز منع نميكنم چون خودم بچه دارم. گاهي همه تلاشتو ميكني اما فقط تربيت تو مهم نيست خيلي عوامل ديگه هم توش دخيلن. ميگه: اصلا حرفتو قبول ندارم... همش تربيت بچه است. من خيلي خوب بچه مو تربيت كردم. اونقدر خوب كه اگه خودم بهترين ها رو داشته باشم و اون كفششم پاره باشه اگه بگم پول ندارم ميگه ميخواي پس اندازمو بدم بهت؟کما این که الانم همینطوره!!!
ميگم: خدا رو شكر و در حالي كه دارم ميام بيرون تو دلم ميگم اميدوارم خدا خلافشو بهت ثابت نكنه...
خانواده هايي رو ميشناسم كه همه بچه هاشون درست و پاكن اما يكي توشون معتاد شده يعني پدر و مادر تو تربيت اون بچه كوتاهي كردن ؟ از نظر من اعتیاد یه بیماریه...
.
.
.ديدن يه دوست اینترنتي كه يك ساله با هم تلفني حرف ميزنين و درد و دل ميكنين عين نوشيدن يه فنجون قهوه داغ با يه برش كيك عالي تو يه روز برفي و سرد، لذت بخشه. زهراي قشنگمو ديدم. به همون مهربوني كه از پشت تلفن بود. فقط انقدر گفته بود من ريزم كه فكر ميكردم قراره يه كوتوله ازلي لي پوت بياد خونه مون! اما عين باربي از شهر رويا بود (كارتونشو ديدين؟) . قدبلند و زيبا. زهراي قشنگم واقعا از داشتن دوستي به نازنين و مهربوني تو به خودم افتخار ميكنم.
اين آست كلي برام خط و نشون كشيده كه اسمشو ننويسم! اما من از اين بيدها نيستم كه با اون بادها بلرزم! ممنون از آست براي كمك به يه خاتواده بي بضاعت...![]()
ممنون از ایده عزيزم براي كمك به خانواده دنيا.
الهه جان مبلغي كه محبت كردي به دستم رسيد.
محبوبه یاوری عزيزم از مشهد مبلغي كه محبت كردي براي خانوده بي بضاعت به حسابم نشست و دادمش برای ماشین لباسشویی .
مريم نازنين سفر كربلا خوش بگذره عزيزم مبلغي كه براي كمك به خانواده بي بضاعت ريختي اومد تو حسابم.
متشکرم از پيشول خان و پدرش براي کمک در تهيه ماشين لباسشويي براي خانواده هفت نفره...
ممنون از هاله نازنين براي كمك نقدي به يه خانواده براي تهيه كمد.
ممنون از رعنای قشنگم از سویس برای کمک بزرگ در خرید یخچال برای اون خانواده هفت نفره...
کسی رو از قلم ننداختم؟
یه بنده خدایی هم تو فکر تهیه موتور برای اون خانواده ای هست که تو پست قبل نوشتم دعاکنید پولش جور شه... من واقعا نمیدونم یه موتور ارزون چنده؟
هنگامه نازنینم پولی که میخواستی بدی اگه ۱۷۳ هزارتومن بود به حسابم نشسته. ممنون.
اطلاعیه مهم: وبلاگ نویس های بین ۸ تا ۱۵ سال اینجا برای من کامنت بزارن با ادرس وبلاگشون تا از میونشون یه تعدادی وبلاگ انتخاب شه برای معرفی در مجله موفقیت.![]()
پي نوشت اورژانسي: كسي يه دكتر متخصص ستون فقرات درجه يك ميشناسه مردم از كمر درد!